پنجشنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹

یادداشتی درباره بسیج


همیشه از جایگاه بالا نگریستن به چیزی این بینش را در افراد تقویت نمیکنه که با دید صحیح به مسائل نگاه کنند بلکه در همون سطح خودش به اون نگاه کردن و یا محدوده زمانی مشخص آن میتونه این یکسان نگری رو در حد تعادل به به پیش ببره.
سالهای پیش شما فکر کنین 12 سال قبل، وارد بسیج شدم با همان شناختی که اون زمان پیدا کرده بودم مشغول فعالیت شدم و در کنار اون هم ادامه تحصیل میدادم.
حالا شناخت من اون گفتار ها و بیان هایی بود که امام خمینی(ره) در باره این نهاد مردمی بیان میکردند و با کمی تفکر میشد به اهدافی که امام مد نظرشون بود پی برد.
این سالها تجربه و پیش زمینه خوبی بود برای شناخت بسیج تغییر ماهیت یافته حال. بله من سالهای اول فعالیت خودم رو با تجربه بدی شروع کردم . تجربه ای که در اون درگیر شدم بیشتر چهره منفعت طلبان نظام رو از این نهاد مقدس برایم به نمایش می گذاشت.
خیال خوشی داشتم که " حالا درست میشه" اما " زهی خیال باطل" این جریان بعد از فوت امام خمینی و بعد از اون چون ملت هنوز در حال و هوای جنگ بودن برای حفظ آبرو کاری نمی کرد اما از سال 76 به بعد ناهنجاری آشکاری رو از خودش بروز دادو کم کم با افرادی که همفکر نبودن تصفیه حساب کرد و...
حالا مقایسه کنید بسیجی که با آرمانهای امام خمینی تشکیل شد و ظهور کرد با بسیجی که تبدیل شده به یه نهاد ریا کار و مزدور.
اما بیسج در حال و مقام امروز :
1- کسری خدمت
2-گروه گرفتن کارمندان برای افزایش حقوق
3-یعنی رد کردن آمار بسیجی برای اینکه با افتخاربگویند داریم به ارتش 20میلیونی نزدیک میشیم
4-یعنی شستشوی مغزی عده ای جوان برای پیشبرد اهداف سیاسی منفعت طلبانه شون
5-یعنی بالا بردن آمار ریا و افزایش اون در سطح وسیعی از جامعه مخصوصا جوانهای خام
6 یعنی حذف نیروهای مخلص واز میدان به در کردن اونها و تربیت علنی جوانهای ریا کار
7 بسیج یعنی آنچه که آنها میگن درسته و حق فعالیت سیاسی مد نظر آنها رو داشتن علنی در شب انتخابات برای احمدی نژاد تبلیغ کردن
8- یعنی جلوگیری از فعالیت انتخاباتی مخالفان احمدی نژاد و استفاده از ماشین بیت المال برای پاره کردن بنر های تبلیغاتی
و مهمتر ،فاجعه انگیز تر و تاسف بار تر اینکه :

9-آرایش گرفتن ، ضرب و شتم زنان و دختران و پسران ، کشتن جوونهای و دراز کردنشون روی آسفالت خیابونها فقط وفقط به خاطر راهپیمایی های مدنی و مسالمت آمیز
10- بسیجی الان یعنی آدم فروش یعنی در ازای تحویل دادن یکی از این جوونهای بیچاره دریافت 250هزار تومان پول نقد و در ازای کشتن اونها 400هزار تومان
و......
بسیج امروز نه تنها اهلیت و مشروعیت برای اداره امور کشور و ... را ندارد بلکه بدست ولی و قیم های منفعت طلب و جاه طلبهای قدرت افتاده اند که مثل کودکانی فارق از عقل و شعور اختیاری از خود ندارند،اداره میشوند

و به راستی مردم سبز ما خوب فهمیدند که " بسیجی واقعی همت بود و باکری"
پ.ن
همه اینهایی رو که خوندید از زبان کسی بود که از بدو ورود به بسیج همه این مسائل رو دیده و لمس کرده بود.



 حضرت علی(ع) در نامه ای خطاب به مالک اشتر:
باطل آن است که بگوئی "شنیدم" و حق آن است که بگوئی "دیدم"

یکشنبه ۱ نوامبر ۲۰۰۹

13 آبان گرامی باد-زنده باد جنبش سبز ایران

بالاخره روز 13 آبان هم رسید و  دوباره خیابونها سبز پوش خواهد شد طبق معمول تریبونهای حکومتی به صدا در اومدند که اولیش جنتی کاپیتان شورای نکهبان و نزدیکترین نهاد منتصب به آقای خامنه ای و بعد سپاه پاسداران نو ر چشمی وی بودند که تهدید رو شروع کردند ولی نمیدونند که مردم ما دیگه از این تهدید ها هراسی ندارند چرا که وقتی خونی به به ناحق زمین ریخته شد صحبت از ترس کردن عین ترسیدن است.









چند نکته

1- از این به بعد جرمی جدیدی به قانون مجازات اسلامی ما اضافه شد .چه جرمی؟ جرم زیر سوال بردن انتخابات که آقای خامنه ای ابداع کردن. از منظر حقوقی که قابل بررسی نیست به طنز میخوره اما از لحاظ سیاسی میمونه که باید وقت گرفت و از خودش پرسید

 

.

2- اقدام شجاعانه و جسورانه دانشجو و نخبه عزیز آقای وحید نیا در دیداری که با آقای خامنه ای داشتند قابل تحسین بود و همگان رو انگشت به دهن گذاشت تا حدی که آقای خامنه ای نماز رو به جماعت نخونده رفت

درود بر جنبش سبز ایران




شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۰۹

ترانه ای ناتمام برای وطنم (ابوالفضل خطیبی)



برای ندا آقا سلطان



عشقِ تو در گلوی من، فریاد می­زند وطن!
رازِ هزارتوی من، فریاد می­زند وطن!
مشتِ دماوندت رها، بر آسمانِ نیلگون،
با کودکانِ کوی من، فریاد می­زند وطن!
مستِ خراباتی ببین، در حلقۀ رندانِ پاک،
با دم به دم یاهوی من، فریاد می­زند وطن!
باران رها کرد بندگی، تا همدمِ دریا شود،
آمد شتابان سوی من، فریاد می­زند وطن!
دریای سبز آمد به جوش، از ابر می­آید خروش
آبِ روان در جوی من، فریاد می­زند وطن!
از بامِ جهل و تیرگی، تیری رها شد ای خدا!
در خون، ندابانوی من، فریاد می­زند وطن!
سهرابِ قصّه کشته شد، تهمینه بر تابوتِ او،
با بغضِ درگلوی من، فریاد می­زند وطن!

پنجشنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۰۹

بیداری را پاس بداریم

بسم الرب الشهداء والصدیقین
چهلمین روز شهادت شهدای راه آزادی :
ندا آقا سلطان- سهراب اعرابی-اشکان سهرابی-رامین رمضانی-کیانوش آسا-سعید عباسی و دیگر شهداء را گرامی میداریم.
به همین مناسبت طبق برنامه اعلام شده قبلی همه دوستداران آزادی بر مزار این شهدای عزیز در قطعه 257 بهشت زهرای تهران گرد هم اومدن تا یاد و خاطره این عزیزان به خون خفته را گرامی بدارند.
و اما...
در پی صادر نشدن مجوز برای برگزاری مراسم چهلم این عزیزان در مصلی از سوی وزارت کشور و طبق خبرهای از قبل اعلام شده مبنی بر حضور میر حسین موسوی و مهدی کروبی در ساعت 4بعد از ظهر پنجشنبه8/8/88 در قطعه 257 از همان اوایل حضوربالغ بر150نفر نیروهای گارد ضد شورش و لباس شخصی ها به وضوح نمایان بود و من به همراه دوستانم در آنجا حضور داشتیم و از نزدیک شاهد وقایعی که اتفاق می افتاد بودیم.
در آغاز ورود به قطعه 257تعداد قابل توجهی از ماشینهای ضد شورش برای بردن مردم آماده بود. و حضور هزاران نفر در قطعه مذکور و اطراف اون دیده میشدن که با این حال از ورود خیلی ها به قطعه مذکور جلوگیری میکردن و سعی میکردن تا جمعیت رو پراکنده کنند.
سر مزار ندا آقا سلطان مردم زیاد بودند اما اثری از خانواده اش دیده نمیشد چرا که از روز قبل اعلام کرده بودن که در به مناسبت چهلم ندا سر مزاش به دلایلی نمی آیند و خونه هم برنامه نخواهند داشت ،خوب معلوم بود به دلیل فشارها وتهدیدها منصرف شده اند






بقیه مطالب و عکسها در : خواندن مطلب دیگر
.


جمعه ۲ اکتبر ۲۰۰۹

ایران ومدعیان دروغین حقوق بشر

 

22/4/88

این پست با عجله و تو یه کافی نت نوشته شده اما :

این روزهارو در حالی سپری می کنیم موجی از دستگیری های گسترده بزرگ  شکل گرفته و دهها نفر از اصلاح طلبان در دام نیروهای امنیتی گرفتار شدند و هیچ مرجعی پاسخگوی این دستگیری ها نیست. این موج گسترده در حالی اتفاق افتاده که نتایج انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم که حاکی از تقلب صد در صدی است  و موجب خشم اصلاح طلبان و مردم طرفدار حق و حقیقت غوغائی به پا کرده  است .

حالا چه بر سر این فعالان سیاسی اصلاح طلب آمده و چه با آنان در سلولهای انفرادی می کنند بماند که جای مطرح کردنش در اینجا نیست، آنچه مهم است این است که حاکمان و آنهایی که در راس حکومت هستند در مقابل این همه ظلم سکوت کرده اند و دم از پایمال شدن حقوق بشر در آمریکا و سایر کشورهایی میزنند که به قول خودشان دشمن قسم خورده آنانند و رسانه میلی راتبدیل به پایگاهی کرده اند که از این کشور ها تصاویری که میخواهند تهیه کنند و آن را علیه آنان بکار ببرند و صد البته برای به حق جلوه دادن چهره خودشان برای مردم ایران.

اگر حقوق بشر حقوق بشر است پس بلاهائی که بعد از انتخابات در موج گسترده تظاهرات علیه پایمال شدن آراء مردم درتهران و سایر شهرها صورت گرفت و جوانهای مردم  را به ضرب گلوله و باطوم نقش بر زمین می کردند چه میشود آیا آنها انسان نبودند؟  آیا آنها  مستحق کمترین حقوی شهروندی نبودند؟

و الان بلاهائی را که بر سرشان در زندانها می آورند پایمال شدن حقوق بشر نیست؟

اینها که سر جای خود محفوظ باشد  حقوق بشری که در چین پایمال می شود و  صدای  حاکمان دروغگوی ما در نمی آید چه میشود؟ همانطور که میدانید در چین بین دو ایالت " هان"(کومونیست ) و ایغور( مسلمان) درگیری هایی صورت گرفته و ایالت " هان" مردمان"ایغور" را سلاخی می کنند و فاجعه انسانی  می آفرینند.

مردمان "ایغور" چه تفاوتی با مردمان فلسطین ، غزه، رفح و و و و  می کنند؟ " ایغوریها مسلمان تقلبی هستند و فلسطینی ها مسلمان واقعی؟

مگر همین مردم غزه نبودند که وقتی از ایران  کیسه های خون برایشان ارسال می شد پس میفرستاندند و میگفتند خون شیعه نجس است؟!!! مگر آنها نمیگفتند که ما بر اسراییل پیروز می شویم همانطور که یزید بر امام حسین پیروز شد؟!!!

وقتی سکوت  این مدعیان دروغین ایران(مسئولین مملکتی)   در مقابل کشتار مردم مسلمان ایغور رو میبینم " آه" از نهادم بلند میشود.

اگر اینان واقعا دلشان برای حقوق بشر میسوزد چرا سکوت کرده اند؟ چونکه چینی ها از متحدان آنها در انرژی هسته ای هستند؟

پس  به چشم دیده میشود که دروغ میگویند و دروغ تحویل مردم میدهند.

واقعا ننگ بر دروغگو  و مدعیان دروغین حقوق بشر.

استیضاح کردان تضعیف دولت و گناهی نابخشودنی

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387
سکانس اول

با لاخره ماجرای کردان هم تمام شد و رسوایی که اصولگرایان خود به بار آورده بودند  رو خاتمه دادند .در طول سه دهه از عمرانقلاب از آنچه که شنیده  و دیده بودیم چنین ماجرای مفتضحانه ای را به چشم نمی خورد. حتی در دوران اصلاح طلبی هم که بارها مورد حمله اصولگرایان افراطی قرار میگرفت به بهانه زیر پا گذاشتن ارزشها ، چنین اتفاقی که باعث ریختن آبروی ملت ایران و تحقیر ملت شده باشد پیش نیامده بود . اصلان این دولت با دولت اصلاح طلبی قابل قیاس نیست اما برای خالی نبودن عریضه چند مورد گفته بشه بد نیست.
این ماجرا به اعتقاد خیلی از اهالی منطق و اهل فکر حتی در میان اصولگرایان، باعث تنزل جایگاه و تحقیر ملت در سطح جهان شد و اگر با دید خوشبینانه بگوئیم که تا به حال نداشتیم بهانه بدست دشمنان بدیم، اما حالا سوژه بسیار بسیار مناسبی بدستشون داده بودیم تا به ریش 70 میلیون ایرانی بخندن ! مردمی  که هشت سال دلیرانه با دست خالی مبارزه کردن و کسی جرات به تمسخر اونها نداشت.
سکانس دوم:
و به درستی که خداوند پوزه کذابین و دروغگویان رو به خاک میمالد.
به اعتقاد من و خیلی های دیگه این رسوایی و برملا شدن آن کار خدا بود تا بی عدالتی و ظلمی که می شود برای مردم آشکار شود
و از مقبولیت عوام فریبانه دولت در بین مردم به طور چشم گیری کاسته شود هر چند که باز هم این عوام ما هنوز گول شعار های پوچ دولت رو میخورند.
و جالب اینکه  به مثال ضرب المثلی که میگه :" رو که نیست سنگ پای قزوینه" هنوز بر اشتباهاتشون اقرار ندارن و معتقدند که اشتباهی صورت نگرفته و شخص رئیس دولت  از ایشان تقدیر و تشکر کردند و شاید هم  برایش منصب جدیدی در نظر گرفته باشد..
(بد نیست اشاره کنم که  دلیل این همه عوام فریبی یعنی فریب خوردن مردم ما اینه که نیاز مادی  دارند یعنی گرسنه  هستندو گرسنگی کشیدند البته منهای سرمایه داران و انها هم خوب این مردم رو شناختند و از این ضعف جهت  برنامه هاشون استفاده میکنند و الا شعار نفت بر سر سفره ها چه شد؟ این همه پول نقدی که احمدی نژاد به روستائیان دور افتاده تقدیم میکنه برای چیه؟ روز به روز بر آمار کمیته امداد و بهزیستی و بازنشستگان اضافه میشود برای چیه؟ و تازگی هم که حقوق های باز نشستگان 2 برابر افزایش پیدا کرده . فکر کردید که عاشق چشم و ابروی انها هستن ؟)
"اقــــتــــل داء  رویــــــهً الـــــعـیـــن ظـــالـــمـاً    یـــُسـئی و یــــُتــلــی فـــي المــــــحافـــــل حــــــمــدُه   "
کشنده ترین درد آن است که چشم ، ظالمی را ببیند که بدی میکند اما در محافل حمد و ستایش او خوانده می شود.

ادامه مطلب را در "خواندن مطلب" دیگر دنبال کنید

تاوان کشف قتل ها،18 تیر 78 اعلام جنگ به رئیس جمهوری

نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387
فرارسیدن سالروز وقایع جانسوز ۱۸تیر ۷۸ بر تمامی دانشجویان آزادی خواه و عدالت طلب گرامی باد
روز شماری ازجنایت کوی دانشگاه در پی می آید...




همه چیز از توقیف روزنامه سلام آغاز شد که نامه سعید امامی مبنی براصلاح قانون مطبوعات رو در اون یه چاپ رسونده بود. پس از آن وزارت اطلاعات از روزنامه سلام به دلیل چاپ این نامه شکایت کرد و اما...
وزارت اطلاعات هر چند روز هفدهم تیر ماه اعلام کرد شکایت خود را از روزنامه سلام پس گرفته، امال نتوانست مانع آغاز و پیشروی بحرانی شود که به مدت یکهفته کشور را تحت الشعاع قرار د اد.



بر اساس اخبار منتشره، وزارت اطلاعات اطلاعیه باز پس گیری شکایت خود را از روزنامه سلام در ساعات میانی روز 5شنبه 17 تیر اعلام میکند.. اما شبکه دوم سیما به عنوان نخستین منبع خبری پخش اطلاعیه یاد شده، در ساعت 30/22 اقدام به انعکاس خبر آن می نماید




اولین درگیری که از ساعت حدود سی دقیقه پس از نیمه شب پنجشنبه اغاز شده بود باپرتاب سنگ از دو سو و گاز اشک آورز بیرون، تا ساعت 4 صبح ادامه یافت.
جنگ و گریز بین دانشجویان با ناجا و لباس شخصی ها موجب افزایش تشنج موجود در صحنه شده و دانشجویان در مقابل کوی اقدام به روشن کردن آتش از طریق سوزاندن اشیای حاشیه خیابان و کیسه های زباله می نمایند تا ضمن خنثی کردن گاز اشک آور مهاجمان را از صحنه دور نمایند.

ادامه مطلب در خواندن مطلب دیگر کلیک کنید